ازدواج موفق ممکن است؟

ازدواج موفق

آیا ازدواج موفق ممکن است؟
بله ۱۰۰% چنین ازدواجی وجود دارد . ازدواج‌های بسیار خوب، بالنده و شکوفا که زن و مرد هر ۲ از در کنار هم بودن و باهم زندگی کردن لذت می‌برند، احساس خوش دارند و احساس امنیت می‌کنند.
ازدواج موفق ویژگی‌های خاصی باید داشته باشد:
۱: زن و شوهر اگرچه با هم زن و شوهرند و یکی و یکپارچه می‌شوند اما حد و مرزهایی را بین خودشان میگذارند و به حد و مرزهای یکدیگر احترام می‌گذارند.
۲: در قدرت، شراکت ایجاد می‌کنند یعنی قدرت را باهم شریک می‌شوند و هیچکدام قدرتمندتر از دیگری نمی‌باشد و هیچکس سعی نمی‌کند که بر دیگری قدرت داشته باشد، سلطه بر دیگری داشته باشد و بخواهد سهم بیشتری از قدرت را در تصمیم گیری و انتخاب‌ها داشته باشد. بنابراین در قدرت با همدیگر مشارکت دارند.
۳: سرمایه گذاری می‌کنند. هر ساختمانی که ساخته می‌شود باید از همان موقع نگهداری شود، رنگش کنند، پایه‌های شل شده‌اش را سفت کنند و…ازدواج هم یعنی ساختمانی که ما ساخته‌ایم، ساختمانی که مبتنی بر رابطه است، مبتنی بر عواطف، هیجانات و تعاملات فکری است، پس باید روی آن سرمایه‌گزاری کنیم. زنان و مردانی که باهم رابطه‌های خشنود دارند این سرمایه‌گزاری را باهم می‌کنند و هیچگاه نمی‌گویند که من یک زن هستم و تو به عنوان شوهر، برای من چکاری کرده‌ای؟ یا من ۱ مرد هستم و تو به عنوان یک زن چه سرویسی به من داده‌ای؟ هر دوی آنها به این رابطه و به خودشان و به یکدیگر سرویس می‌دهند و سرمایه‌گزاری می‌کنند.

۲ نوع سرمایه‌گذاری داریم:
۱) ابزاری: یعنی کاری که در زندگی برای هم می‌کنند.

۲) سرمایه‌گزاری عاطفی یا هیجانی: چقدر وقت کیفی برای یکدیگر می‌گذارید؟ چقدر از یکدیگر قدرشناسی می‌کنید؟ چقدر به همدیگر محبت زبانی و محبت جسمانی می‌کنید و همدیگر را بغل می‌کنید ؟ و چقدر به حضور هم ذهن‌اگاه و هشیارید و برای هم وقت می‌گذارید. تمام این موارد لازمه های ازدواج موفق هستند.
مواردی که ازدواج‌ها را به نابودی می‌کشانند

۲ عامل است که این ۲ عامل خیلی راحت می‌تواند زوجین را از عشق و دلدادگی و تفاهم دور کند. ۲ عامل عبارتند از:
۱: نابود کردن کرامت انسانی یکدیگر: احترام نگذاشتن به شان و منزلت و قدرت انسانی یکدیگر.فحاشی کردن، بد گفتن، توهین کردن، دست کم گرفتن دیگری، نادیده انگاشتن دیگری. یعنی منزلت یکدیگر را به رسمیت نشناختن. افرادی که ازدواج‌های خوب دارند به شان و منزلت یکدیگر احترام می‌گذراند و در بدترین شرایط به یکدیگر توهین نمی‌کنند و آبرو و اعتبار و شان یکدیگر را زیر سوال نمی‌برند.
۲: انصاف نداشتن: زن و شوهرهای خوب منصفانه باهم برخورد می‌کنند. بی انصافی در میزان سرمایه‌گزاری‌ای که می‌گذارند نمی‌کنند. بی انصافی در میزان وقت و انرژی‌ای که برای این زندگی می‌گذارند وجود ندارد و بی انصافی در قضاوت و داوری نسبت به همدیگر نمی‌کنند.
انصاف در رابطه: این کاری که ما داریم می‌کنیم، این جایی که ما داریم می‌رویم، این جاده‌ای که داریم طی می‌کنیم برای طرف مقابل من چه پیامدی دارد؟ و ما باید این انصاف را رعایت کنیم. اگر این ویژگی‌ها را رعایت کنیم بر اساس پژوهش‌های تجربی یک ازدواج موفق ،شکوفا، پویا و خشنود را می‌توانیم تجربه کنیم.

امروزه بسیاری از افراد جوانی که به سن ازدواج رسیده‌اند ذهنیت بسیار منفی‌ای راجع به ازدواج دارند، چرا که شاهد افزایش نرخ طلاق(جنسی، عاطفی و ..) هستند و بخاطر همین مسائل فکر میکنند که ازدواج موفق ممکن نیست و یا اگر ممکن باشد در مواردی معدود این امر امکان پذیر می‌باشد. اما جوانان از این امر غافلند که خیلی از افرادی که در زندگی مشترک خود شکست خورده‌اند و یا هم اکنون بخاطر مسایل فرهنگی و عرفی، دارند یک زندگی پر از تنش و کشمکمش را ادامه می‌دهند، آنها درک مشترکی از زندگی مشترک نداشته‌اند و بخاطر دلایل غلط و ناکارامد از جمله افزایش سن، فشار خانواده، فرار از تنهایی، فشارهای جنسی و… تن به ازدواج داده‌اند و مهمتر اینکه اغلب این افراد ازدواج را پلی برای برطرف شدن نیازهایشان توسط طرف مقابل می دانسته‌اند و خواهان این امر بوده‌اند که طرف مقابل تمام و کمال در اختیار وی باشد و نیازهای۵ گانه‌ی او را برطرف کند. در حالیکه یکی از زوجین غافل از این امر بوده است که طرف مقابل هم ازدواج کرده ک نیازهایش توسط همسرش براورده شود و فقط خواستار رفع نیازهای خودش توسط همسرش می‌باشد.
وقتی که افراد بدون هیچ درک روشنی، بدون هیچ شناختی از یکدیگر و بر اساس غالب شدن هیجانانت و احساسات با فرد دیگر ازدواج کند قطعا در ازدواج خود شکست خواهد خورد.
پژوهش ها نشان می‌دهد که زنان چند برابر تا مردان نیاز به ازدواج و همسر دارند اما به مخض اینکه ازدواج کردند، زنها چند برابر تا مردان نارضایتی نشان می‌دهند و این نشان دهنده‌ی این امر است که زنان توقعات غیر واقع بینانه‌ای از ازدواج و از طرف مقابل خود دارند که همین مسائل منجر به نارضایتی طرفین می‌شود. همچنین پژوهش ها نشان میدهد که مردان به راحتی با مقوله ی طلاق و جدایی کنار می‌آیند و هر موقع که به نتیجه رسیدند که ازدواج آنها نمی‌تواند کامیابی و خوشنودی را برای آنها به ارمغان بیاورد راحتتر تا زنان درخواست جدایی می‌دهند، اما زنان هیچگاه این قضیه را درک نکرده و فکر می‌کنند که همسر انها سر شوخی با انها دارد.
بنابراین نتیجه‌ای که گرفته می‌شود این است که مهم‌تر از ازدواج کردن، انتخاب درست در ازدواج است که هر دو فرد بتوانند یک زندگی متعادل، همراه با کامیابی و شادمانی و خشنودی را در کنار یکیدیگر تجربه کنند.
اگر ازدواج آگاهانه و منطقی باشد حتما ازدواج موفق ممکن و صد درصد است و جای هیچ شک و تردیدی در وجود ازدواج موفق وجود ندارد
امیدوارم که هر فردی با توجه به شناخت خویش و روحیات و شخصیت خویش بتواند یک انتخاب عالی، رضایتبخش و اگاهانه را تجربه کند و از کنار همدیگر بودن لذت کافی را ببرند.
برای افزایش دانش و اگاهی و داشتن ازدواجی رضایتمند و خشنود می‌توانید از پکیج اموزش های پیش از ازدواج استفاده کنید.

فرشته همایونی | کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

فوت و فن

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
  • از درج دیدگاه های تکراری پرهیز نمایید.
  • رعایت ادب و عفت عمومی الزامی است.
دیدگاه‌ها